چهارشنبه پنجم تیر 1387
عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني سست و بي پروا شدن عشق يعني ديدن بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن . عشق یعنی قطعه ی شعری نا تمام عشق یعنی بهترین حسن ختام
نوشته شده در ساعت 20:47 توسط شادی |
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387
دلم براي مهربوني چشات خيلي تنگ شوده بود
دلم براي اسمون مهربونيات خيلي تنگ شوده بود
دلم براي اشکاي چشات خيلي تنگ شوده بود
گل هميشه خوش بوي من ..... منو توي تنهاييام تنها نزار
اينو خودم نوشتم .........براي تو
تورو خدا با دقت بخون.......... اخه دلم داره با صداي بلند فرياد ميزنه .....ولي هيشکي صداشو نميشنوه

نوشته شده در ساعت 18:16 توسط شادی |
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
تو هر وقتي که کنار من مياي احساس مي کنم که بهار شوده و گلهاي مهربوني و صداقت سرتاسر اسمون ابي رو فرا گرفته
در اين لحظه من فکر مي کنم که اسمون بهاري شده
زيبايي چشماي تو
اشکاي مهربون تو
مهربوني نگاه تو
رنگو بوي تازه يي به اسمون مي بخشه
و اون وقته که معني عاشق بودن رو مي شه فهميد
مي شه احساس کرد که ديگه تنها نيستي
اخه
تنهــــــــايي خيلي سخـتـــــه وقتي چشام به راهه وقتيکه شب سياهه وقتي بدونه ماهه
تنهــــــــــايي خيلي تلخـــه وقتي که بي تو هستم تنها مي مونه دستم با اين دل شکستم
تنهـــــــــــــايي خيلي درده اگه نياي تو خوابم وقتي تو اضطرابم تو هم ندي جوابم
تنهــــــــــايي خيلي ســـــــــرده وقتي پيشم نباشي آتيشم نباشي بيدارميشم ببينم نباشي
تنهــــــــايي خيلي سردمــــــــــــــــــــــــــه

نوشته شده در ساعت 8:46 توسط شادی |
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به فلب من هدیه می دهد
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشق غرق می کند دلم برای کسی تنگ است که تنم اغوشش را می طلبد دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند
نوشته شده در ساعت 20:37 توسط شادی |
دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387
عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني سست و بي پروا شدن عشق يعني ديدن بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن . عشق یعنی قطعه ی شعری نا تمام عشق یعنی بهترین حسن ختام
نوشته شده در ساعت 13:26 توسط شادی |
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي من مي نويسم .. ...من ... مي نويسم دوست دارم
نوشته شده در ساعت 22:25 توسط شادی |
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386

برمزارمشتي ارزو.......
هيچ باور نميكردم....دلم نميخواست باوركنم كه سرگذشت عشق افرين من سرگذشت نازپرورده ي من ابستن سرنوشتي بدين پايه شوم باشد.......
يادم نيست چند سال پيش بود.......شايد ديروز بود.....ديروز يا يك روز ديگر.........
چه ميدانم؟هما نقدر ميدانم كه مدتهاست در پهنه ي زندگي جز سايه ي ماتمزده اي از خاطرات بر باد رفته ي روزهايي كه رفتند.........قلب نگون بخت مرا مونسي نيست و اين اه!پروردگار!كمدي خلقت است!كمدي اين مرگ موسوم بزند گيست!
اگر تنها بودم خوب بالاخره ميدانستم چيكار كنم....ميتوانستم خيلي ساده تصميم بگيرم و.....بميرم!اما......(اه اي سرنوشت سياه!)
چكار كنم كه در وجود بي پناه من قلب ناشكفته ي بي پناهتري.طپيدنهاي فرداي تولد را تمرين ميكند..... و اين ؟باور كنيد:گناه من نيست.گناه (او) هم نيست گناه خداست!كاش خدا اين را مردانه قبول ميكرد..................
نوشته شده در ساعت 20:3 توسط شادی |
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386
شايد ناخواسته است........دست خودم نيست باوركن دلم نميخواد با سايه اي از شك وترديد به كوچكترين حركات تو بنگرم وشايد اين ترديد ها ناشي از عشق بيش از حد من است نميدانم ولي انچه مي دانم ان است كه همين سايه ي ناخواسته به تمامي زندگي ام چيره شده ووقتي با غرور به هم اميخت انچه نبايد شد نمي دانم ايا((دوباره با تو))بودن را تجربه مي كنم
نوشته شده در ساعت 22:50 توسط شادی |
چهارشنبه دهم بهمن 1386
نوشته شده در ساعت 17:51 توسط شادی |
شنبه یکم دی 1386
عشق پرواز را به شعله کشید بال شهباز را به شعله کشید تاروپودم ز شعله میسوزد یک نفرراز را به شعله کشید خاطرات ستارگان و شهاب نغمه پرداز را به شعله کشید حجم یخ اب شد ز سایه ی مهر روح اعجاز را به شعله کشید شاد شد روح راهیان فراز درد عاشقان را به شعله کشید زخمه ی باد روی برگ خزان جان اواز را به شعله کشید زوزه ی رعد از درون حصار سینه ی ساز را به شعله کشید ما به پایان نمی رسیم چرا؟ مرگ اغاز را به شعله کشید
نوشته شده در ساعت 17:36 توسط شادی |